مدل برزیلی ,آنا کارولینا رستون,در 14 نوامبر 2006 براثر عفونت عمومی  ناشی از انورکسیا(کم اشتهایی عصبی) درگذشت.

آنا کارولینا رستون

“به نظر من چون این مدل ها باید یک رژیم غذایی رو در پیش بگیرند که لاغر بمونند همین رژیم منجر می شه که انورکسیا بگیرند.مثلا طرف به جای اینکه غذا بخوره هی قهوه می خوره یا به کوکایین ومواد دیگه رو می آره که بهش انرژی موقتی می دن. در صورتی که بدن باید چیزی رو دریافت کنه که بهش انرژی  بیشتری بدهد واین انرژی  ازمواد غذایی باارزش گرفته شده باشه.”

این مدل برزیلی قبل از مرگش فقط با رژیم سیب وگوجه فرنگی زندگی می کرد و به انورکسیای حاد دچار بود وسرانجام در سن 21 سالگی در حین یک نمایش مد در سال 2006 در سائوپائولا مرد.

لوئیزل

مورد دوم مدل اروگوئه ای ,لوئیزل است که در حین شرکت در یک  فشن شو در فشن ویک ,

مونته ویدیو اروگوئه در دوم آگوست 2006 وقتی که هنوز 22 سال داشت براثر نارسایی قلبی* ناشی از انورکسیا در گذشت.

“یکی از عوارض انورکسیا نارسایی قلبی است که منجر به مرگ می شود.”

پیامد مرگ این مدل ها هر چند برای خودشان وخانواده شان چیز جالبی به ارمغان نیاورد ولی دنیا را تکان داد.

این تیکه رو از همشهری جوان بخونید:

وقتي مانكن برزيلي در 15 نوامبر 2006 در اثر عفونت ناشي از بي اشتهايي آنوركسيا از دنيا رفت، انقلابي در دنياي مد برپا شد. اين مانكن برزيلي كه با رژيم غذايی سيب و گوجه فرنگی زندگی می کرد و در شبی که قرار بود طی مراسمی از مانکن های بين المللی عکاسی شود مرد. او وقتی مرد ۱۷۰ سانتی متر قد داشت و فقط ۳۸ کيلو وزن!

مرگ اين مانكن برزيلي بعد از مرگ همتاي اروگوئه‌اي او كه دچار نارسايي قلبي شده بود، اتفاق افتاد و اعتراض متوليان بهداشت را برانگيخت؛ تا آنجا كه حتي سازمان بهداشت جهاني هم واكنش نشان داد و در گزارشي نگراني خود را از كم وزني بيش از حد دختران جوان و گرسنگي كشيدن مفرط آنها براي تقليد از مدل‌ها، اعلام كرد.

پزشكان سازمان بهداشت جهاني با بررسي وزن تعداد زيادي از مدل هاي لباس، دريافت وزن آن‌ها حداقل 10 كيلوگرم كمتر از استاندارد شاخص سلامتي است! اين سازمان، افرادي با شاخص توده بدني زير 5/18 را دچار كمبود وزن دانسته و در جهان سوم چنين افرادي را مستحق كمك‌هاي بشر دوستانه مي‌داند. شاخص توده بدني اين مانكن برزيلي، 5/13 بود!

به دنبال هشدار‌هاي سازمان بهداشت جهاني، موجي در برزيل و اسپانيا به راه افتاد تا جلوي فعاليت مانكن‌هاي بسيار لاغر گرفته شود. اين معضل به حدي جدي شد كه برگزار كنندگان نمايش لباس در اين كشورها از حضور مدل‌هاي بسيار لاغر جلوگيري كردند.

در واقع، شركت‌هاي مد مجبور شده‌اند در انتخاب مانكن‌هاي خود شاخص جديدي در نظر بگيرند. طبق قانون اين كشور مدل‌هايي كه شاخص توده بدني(BMI ) كمتر از 18 داشته يا سن آنها كمتر از 16 سال باشد، از شركت در اين نمايش‌ها محروم مي‌شوند.

پس از مدتي، كشورهاي ديگري از جمله آرژانتين هم با اسپانيا همراه شدند و از شركت‌ها خواستند قبل از شروع هر برنامه، گواهي سلامت مدل‌هاي خود را ارائه دهند.

حتي اين موج به انگلستان هم رسيده و وزير فرهنگ اين كشور با اشاره به الگو گرفتن دختران جوان از مدل‌هاي بسيار لاغر، از مجريان نمايشگاه هاي مد خواست مدلهاي بسيار لاغر و استخواني را به كار نگيرند.

در انگليس تقريبا 5 تا 10 درصد زنان 14 تا 24 ساله از بيماري انوركسيا رنج مي‌برند و حتي به گفته پژوهشگران انگليسي سن ابتلاي اين بيماري پايين آمده و كودكان 8-7 ساله را هم گرفتار كرده است!

به تازگي كشور ايتاليا هم با وجود مقاومت‌هايي كه متوليان مد در ابتدا نشان دادند، بالاخره به جمع اين كشورها پيوست. در ايتاليا دو ميليون نفر به بيماري هاي ناشي از گرايش به لاغري دچارند و 60 درصد نوجوانان ايتاليايي دوست دارند از آنچه هستند لاغرتر باشند!

در هفته مد مادريد در اسپانيا، مسئولان استفاده از مانکن های سايز صفر، يعني كمتر از سايز 34 زنانه را ممنوع اعلام کردند و بنابراين طراحان مجبور شدند از مانکن های چاق تر که به نظر سالم تر می رسيدند استفاده کنند.

در هفته مد ايتاليا هم مانکن ها برای حضور در نمايش های مد لباس بايد يک تاييديه پزشکی می آوردند که ثابت کند وزنشان مناسب است و سالم اند.

————–

یک چیز جالب دیگه که در همون موقع رخ داد این بود که ایزابل کارو,کمدین فرانسوی 25 ساله که 10 سال بود به انورکسیا مبتلا بود اندام خودش رو در یک پوستر تبلیغاتی به نمایش گذاشت.

اندام ایزابل کارو قبل از ابتلا به انورکسیا

اندام ایزابل کارو قبل از ابتلا به انورکسیا

اندام ایزابل کارو بعد از ابتلا به انورکسیا

اندام ایزابل کارو بعد از ابتلا به انورکسیا

مصاحبه با ايزابل کارو

می‌خواهم رنجم را فریاد بکشم
نويسنده مصاحبه: هفته‌نامه سینه- تله ترجمه:شهرزاد سامانی- رادیو زمانه

اندام تکیده ایزابل کارو، در پوستر تبلیغاتی الیویرو توسکانی، عکاس ایتالیایی، دنیا را تکان داد. ایزابل کارو، کمدین فرانسوی ۲۵ ساله، ۱۰ سال است که از بیماری بی‌اشتهایی یا انورکسیا رنج می‌برد. بعد از ۱۰ سال، این اولین بار است که با وزن ۳۲ کیلوگرم، در مقابل دوربین قرار می‌گیرد و برای این که درباره این اقدام توضیح بدهد، هفته‌نامه سینه- تله را انتخاب کرده است.
به چه دلیل اندامتان را در این پوستر تبلیغاتی به نمایش گذاشتید؟

اندام ایزابل کارو روی پوستر تبلیغاتی برای عبرت دختران جوان

اندام ایزابل کارو روی پوستر تبلیغاتی برای عبرت دختران جوان

اندامی را که از آن متنفرم، به نمایش گذاشتم تا دختران جوان در سر تا سر دنیا و دست‌اندرکاران مد متوجه بشوند که دیکتاتوری لاغری، تا چه اندازه وحشتناک است. لاغری بیش از حد باعث مرگ می‌شود و لاغری یعنی همه چیز به غیر از زیبایی. من می‌خواستم رنج خودم را فریاد بکشم.

از این که با بدن برهنه در مقابل دوربین قرار بگیرید، نمی‌ترسیدید؟

برای یک بیمار انورکسی، هیچ چیز بد تر ازنمایش دادن بدن برهنه‌اش نیست. زیرا او با بدن خود که آن را چاق می‌بیند، در جنگ است. خود من چند ماه است که به لاغری بیش از حد خود پی برده‌ام؛ یعنی زمانی که ۲۵ کیلو وزن داشتم. آرزوی مبارزه با چنین بیماری وحشتناکی بر شرم و حیایم چیره شد.

 

 

چطور با الیویرو توسکانی آشنا شدید؟

شنیده بودم که اولیویرو توسکانی برای کمپین ضد لاغری‌اش، به دنبال دختر جوانی می‌گردد که واقعاً به بیماری انورکسیا مبتلا باشد. چون خودم هم از ۱۰ سال پیش دچار این بیماری بودم، بلافاصله درگیر این کمپین شدم. اولیویرو توسکانی را چند ساعت قبل از عکاسی ملاقات کردم.

 

 

این کمپین را چطور دیدید؟
هدف این کمین نشان دادن واقعیت‌های دنیای مد بود. درست به همان صورتی که مانکن‌ها بدن برهنه‌شان را نمایش می‌دهند، از من عکس گرفتند. سایز من درست مطابق با مانکن‌هایی است که طراحان لباس به آن «سایز صفر» می‌گویند؛ یعنی کمتر از سایز ۳۴ زنانه.
بعضی از مانکن‌ها برای نجات خانواده‌هایشان از فقر به چنین شرایطی ادامه می‌دهند. سال گذشته در برزیل دو مانکن جان خود را از دست دادند. طراحان لباس، بی‌مسئولیت هستند و از دختران جوانی که حاضرند برای وارد شدن به دنیای مد دست به هر کاری بزنند، سوءاستفاده می‌کنند.

نظر شما درباره مد «پرو انا» یا طرفدار انورکسیا چیست؟

این موضوع شرم‌آور است. سوءاستفاده از دختران جوان و وادار کردن آن‌ها به غذا نخوردن و تبدیل کردن آن‌ها به یک شبح، جنایت است.
انورکسیا یک بیماری واقعی است؛ نه روشی برای زندگی.
آیا تصویر شما می‌تواند باعث پیشگیری از گسترش این بیماری بشود؟
مسلماً. اگر من در زمانی که در اوج این بیماری بودم، یعنی در سن بین ۱۳ تا ۱۵ سالگی چنین تصویری را می‌دیدم، حتما به خودم می‌گفتم: «من نمی‌خواهم شبیه این دختر جوان باشم که بدنش مثل زنان پیر، تکیده است» امیدوارم که این پوستر تبلیغاتی بتواند جان دختر‌های جوان، حتی یک نفرشان را نجات بدهد.
آیا می‌دانید که نصب پوستر تبلیغاتی شما در فرانسه ممنوع شده است؟
خیر، نمی‌دانستم اما واقعا از این مسأله متأسفم. ما در فرانسه چشمان خود را به روی واقعیت بسته‌ایم. به عنوان مثال، دنیای مد، پشت پرده زندگی واقعی مانکن‌های معروف را نشان نمی‌دهد.ما در پشت صحنه مد، با آرایش صورت و آرایش مو و لباس‌ها، جنازه‌ها را پنهان کرده‌ایم.

چه طور به این بیماری مبتلا شدید؟

دوران کودکی من بیش از حد رنج‌آور و خاص بود و در این دوران ضربه‌های روحی شدید به من وارد شد.

چه اتفاقی برایتان افتاده بود؟

هنوز صحبت کردن درباره آن دوران برای من دشوار است. در سن ۱۳ سالگی تصمیم گرفتم که دیگر بزرگ نشوم. چون مادرم می‌خواست که من یک دختربچه باقی بمانم. من تصمیم گرفتم که دیگر غذا نخورم تا باری روی دوش مادرم نباشم.
آیا به طور ناگهانی تصمیم گرفتید که دست از خوردن بکشید؟
این موضوع به تدریج اتفاق افتاد. برای این که مادرم متوجه قضیه نشود، کلک می‌زدم. ما بیماران انورکسی، در ابتدا متوجه کاری که می‌کنیم نمی‌شویم و دچار سرخوشی عجیبی هستیم. احساس می‌کنیم که بر همه چیز تسلط داریم و همه چیز تحت کنترل است. بعد، کم‌کم در حفره جهنم و به عبارت بهتر در حفره مرگ می‌افتیم.

آیا با مرگ هم دست و پنجه نرم کرده‌اید؟

بارها. چندین بار به اغما رفته‌ام. یک روز مطمئن شده بودم که مرده‌ام. خودم را در ورای زندگی دیدم. همان روز تصمیم گرفتم که به دنیای زندگان برگردم.

کدام مرحله از بقیه سخت‌تر بود؟
از همان لحظه‌ای که بستری شدم. روزهای زیادی را در بیمارستان بستری بودم اما حتی در بخش ویژه بیماران انورکسی هم با من بدرفتاری کردند. آن‌ها بیماران را از ارتباط با نزدیکانشان محروم می‌کنند و دکترها به بیماران سرکوفت می‌زنند و همه کارکنان بیمارستان بیماران را مسبب اصلی وضعیتی که در آن گرفتار شده‌اند، می‌دانند و گمان می‌کنند که بیماران از سر هوا و هوس دست از غذا خوردن کشیده‌اند. پرستاران هولم می‌دادند و به محض این که فرصتی پیش می‌آمد به بدن نحیف من ضربه می‌زدند. احساس می‌کردم که با خشونت است که باید درمان بشوم.
گاهی وقت‌ها راهی جز این برای زنده نگه داشتن بیماران وجود ندارد …
در بیمارستان با وصل کردن لوله، به زور به بیماران غذا می‌خورانند. بیماران را به زور پروار می‌کنند. در بیمارستان با ظاهر بیماری مبارزه می‌کنند نه با علت روانی آن.

آیا هم‌چنان به این بیماری مبتلا هستید؟

تلاش می‌کنم خودم را نجات بدهم اما با روش خودم؛ در غیر این صورت شکست می‌خورم. من خیلی کم غذا می‌خورم اما هر بار بیشتر از قبل. این مبارزه‌ای است که هر روز باید به آن ادامه داد. من می‌خواهم در این مبارزه پیروز شوم، چون زندگی کردن را انتخاب کرده‌ام.

جیا:درآخر بد نیست یک اعتراف کوچولو در مورد خودم بکنم.من هم در 14 سالگی به انورکسیا مبتلا بودم اما بعد از یک سال درمان شدم.اون زمان که من 14 سالم بود تب لاغری بین دخترای تین ایج خیلی بالا بود وخب من هم یک تین ایجر بودم که می خواست مثل بقیه باشه. البته من شانس آوردم که مادرم دکتر بود وخب اگر پشتیبانی های  اون نبود شاید الان زنده نبودم.